فکر میکردم در قلب تو محکومم به حبس ابد !
به یکباره جا خوردم وقتی زندان بان بر سرم فریاد زد :
هی تو آزادی !!!
و صدای گامهای غریبه ای که به سلول من می آمد !!!
^
^
^
^
زندگی هر روز نبودنت را بر دیوار خط کشیدم ؛ ببین این دیوار لامروت دیگر جایی برای خط زدن ندارد ...
خوش به حال تو که خودت را راحت کردی ، یک خط کشیدی تنها ... آن هم روی من ...

^
^
^
^
تــمام ماجــرا همینجاست :
من هســتم … تو هســتی …
من برای هیچــکس جــز تــــــو و تــو برای هرکــسی جــز مــــــن …