اینجا  فقط کافه آرامش  کم داشت


میگن دلت که گرفت باید بشینی کنج خونه در اتاقتو ببندی زانوهاتو بغل بگیری  هی اه بکشی هی فکر کنی تاااااا هر وقت که  دلت وابشه..

میگم دلت که گرفت باید شال و کلاه کنی بزنی از خونه بیرون یه نفس عمیق بکشی قدم بزنی تمام سنگ فرش هایی رو که پر از رد آدمای دلتنگه..بعد بری تو یه کافه که میز و صندلی هاش چوبی هستش..یه موسیقی بی کلام هم داره می رقصه تو فضای نیمه تاریک کافه..اونوقت خم بشی رو میز دستاتو حلقه کنی..در گوش دلت بگی:هی رفیق بیا بشین روبروم..یه نوشیدنی مهمون من..فقط برام حرف بزن..

سلام..سلام

این کافه افتتاح شد!

اگه می خوای مشتری  دایمی این اتاق باشی بگو دوست داری هر وقت اومدی کجا بشینی؟

پشت اون میزی که کنار پنجره هستش؟ یا اونی که چسبیده به شومینه؟

اون میز وسط کافه هم خیلی خوبه ها..یا اون یکی که انگار نصفشو دیوار خورده.

راستی می تونی وقتی کلافه و بی حوصله هستی جلوی پیشخوان بایستی و همون جا سفارشتو میل کنی..

اگه همیشگی شدی و میزتو انتخاب کردی  بهم بگو چه گلی دوست داری تا هر روز قبل اومدنت

بزارمش رو میزت..

و در آخر کافه چی دلش می خواد هر بار مهمونش شدی باهاش گپی بزنی..

واسه شروع کار چطور درباره الفور حرف بزنیم..اینکه چطور باهاش اشنا شدیم

نظرت چیه؟قبل حرف زدن اول بگو چی میل داری تا برات بیارم

منتظرم بیایی تا بگی تا بشنوم ..تا بگم..تا بشنوی

بچه های اتاق کافه آرامش  اول شما؟

با تشکر:کافه چی

توجه : نویسندگان عزیزی که تا یک ماه مطلب نگذارند سیستم بصورت اتومات آن نویسنده را حذف میکند.

شکلک های محدثه

خدابیامرزش

سلام دوستان عزیز یک خبر بد وناراحت کننده دارم دوست خوبمون سوده نویسنده همین وبلاگ براثر تومار مغزی که دکتر ها ان را عمل کردن  و سوده درکما رفت و نهایتا بااینکه دیرفهمیدم فردای روز عاشورا فوت کردن ومارو تنها گذاشتند فوت سوده در روز 24ابان 1392 بوده است وبه درخواست خودش هیچ مراسمی نگرفتند میدونید سوده عاشق شهدا بود همیشه ازشهدا میگفت برام یادتون نره فاتحه براش بخونید . خدابیامرزش

خدایا وقتی دوستان کنارهم هستند قدرشونو نمیدونیم وقتی میرن جای خالیشون برامون درده کاش خوب میشد و میموند کنارمون حالا این مصیبت بزرگو چطور تحمل کنیم .

مواظب خودتون وهمه خوبیهاتون باشید وبدونید ممکنه یک روزم مانباشیم . یا علی

حرفای کافه چی


باغبانی پیرم ، که به غیر از گلها از همه دلگیرم
کوله ام غرق غم است ، آدم خوب کم است
 عده ای بی خبرند ، عده ای کور و کرند
اندکی هم پکرند و میان رفقا ، عده ای

 همچو شما تاج سرن

ادامه نوشته

لو رفتن عکسهای یک پارتی تهران + عکس

وووووووووووووووووی عجب عکسایی

تجاوز به زنان در این کشور ها جرم نیست

ادامه نوشته

برگشت کافچی


سلام کافچی برگشت ببخشید مدتی نبودم ولی ازاین به بعد میام و براتون دلنوشته میزارم و مطالب زیبا البته اگر دوست داشتید بخونید امشب بدجور دلم گرفته ازهمه ادمهایی که میگوییند عزیزی برایمان ودوستت داریم یکی میگوید اعتماد ندارم دیگری میگوید من به تو شک دارم و دیگری میگوید دورو هستی و دیگری میگوید کاش نباشی و نبودی ازاین همه خوبی های دیگران چه کنم میدونید امشب تصمیم بزرگی گرفتم میخوایید بدونید چیه  البته برای من تصمیم برزگی هست امشب تصمیم گرفتم الفور نرم چون دیگه نیازی نمیبینم وقتی عزیزانت وقتی کسایی که میشناسیشون میگن تو خوب نیستی بهت شک داریم اعتماد نداریم خوب واسه چی باشم که این همه حرفو بشنوم تصمیم سختیه ولی شدنیه اینجوری هیچوقت دیگه از دستم ناراحت نمیشه میدونی گاهی به خدا میگم این چه دلی هست به من دادی چرا باید غصه های دیگران رو بشنوم وکمکشون کنم دلداریشون بدم ارامش بدم بهشون اخه من کیم چرا باید اینکارو بکنم بعد اخر سرنوک پیکان تمام بدی ها سمت من باشه تصمیم گرفتم دیگه نباشم برای شروع الفورو گذاشتم کنار سخته چیزی که عادت کردی رو ترک کنی ولی شدنیه وامیدوارم خدا هم کمکم کنه یاد یکی ازخاطرات الفورم افتادم به یکی ازادلیستام کمک کردم تا عشق گذشتشو فراموش کنه امید دادم بودم کنار تمام درد هاش بعد تصمیم گرفت عوض بشه تمام خاطرات اون دورانو با کمک من ازبین برد بعد خواستگار اومد براش با همفکری هم قبولش کرد و بعد از مدتی عقد کردند جالبه بدونید وقت رفتن چی گفت به من به کسی که این همه کمکش کرده بود برگشت گفت کافه چی میخوام نباشی نمیخوام زندگیم خراب بشه ممنونم بابت زحماتت خدا ثوابشو بهت میده ممنونم میشم دیگه برام اف نزاری اون روز روز سختی بود ازکسی که این همه وقت براش گذاشته بودی همچین حرفی بشنوی .

انقدر بدی ها دورویی ها نامردی ها زیاد شده که ادمهایی که واقعا میخواهند کمک کنند دیده نمیشوند ویا مثل دیگران میگویند این هم هرزه هست داره نقش بازی میکنه تصمیم گرفتم من عوض بشم نه اینکه ازدیگران بخواهم باشن محبت کنن یادم کنن به قول یکی ازدوستان باید گرگ بود دراین روزگار ولی هرچی فکر میکنم نمیتونم گرگ باشم ولی به نظرم باید مثل و شبیه گرگ زندگی کرد مثل گرگ ها تا بتونیم زنده بمونیم و زندگی کنیم ما هیچوقت نمیتونیم گرگ باشیم ولی برای زنده بودنمون باید وانمود کنیم گرگیم تا دیده شویم.

انقدر دوست داشتن گفتن ها بی ارزش شده که وقتی به یکی میگی دوستت دارم میگه جدن تو هم مثل بقیه هستی وقتی میگی تا اخر باهاتم میگه خیلیا گفتن باهاتم ولی نبودن و فقط سو استفاده کردن اخه یکی نیست بگه خوب من چیکارکنم پس تا باورم کنی .

میدونید دل کافه چی گرفته  ازهمه ادلیست های الفورش یادم نمیاد به کسی بدی کرده باشم ولی همیشه ادم بده بودم بازم شکر که خدایی هست خودش میدونه دیگه نمیخواد ادم التماس ادم های این زمینو بکنه و بگه بابا منم ادمم انسانم اشرف مخلوقاتم دل دارم احساس دارم میفهمم و درک میکنم .

اشک اگر نبود دل چطور خالی میشد؟ همیشه این سوال جوابش برام نامفهمومه

دنیای مجازی دنیای خوبیه اگر درست استفاده بشه بعضی وقتا ازپسرا دلگیرم چرا واقعا بعضی وقتا به یکی قانع نیستن همش دنبال اینن این مال من اون مال من بعد میبینی چندین نفر کنارشن و به همه میگه تو برام بهترینی خدا یکی و اون کسی که دوست داریش یکی هست انسان تنوع طلبه وقتی بایکی هست میگه اون یکی هم خوشگل تره اونم میخوام  دخترای خوب زیادن تو الفور و تو دنیای مجازی دخترهای خوش قلب بااحساس  و مهربون که باصداقت میان و هستن  خدایا به حق همین شبهای عزیز تمام دختر و پسرهای خوبو سالم وموفق قرار بده و اگر بینشو ن بدم بود هدایتش کن . آمین

یادم میاد تو این یکسال دردودل و غصه دیگرانو زیاد شنیدم تا جایی هم تونستم کنارشون بودم منتی نیست چون خودم دوست داشتم ولی گاهی وقتا منم انتظار دارم بیان بگن کافه چی تو هم یکم حرف بزن از دلت بگو امشب اتاقی نمیرم و مایکی نمیرم اومدم فقط بخاطر تو که حر ف بزنی حرف بزنم تا اروم بشیم همیشه یا سرشون شلوغ بود یااگر کسی نبود میگن کافه چی هست حالا بریم خصوصیش  عیب نداره دوستان منم خدایی دارم دلی دارم همین کافیه وازهمه مهمتر گریه که عاشقشم وگاهی دلم تنگ میشه .

ازهمینجا هم به همه دوستانی که منو میشناسن ازشون خواهش میکنم اگر بدی کردم حقتونو خوردم وقتی باید میبودم نبودم تهمت زدم توهین کردم تیکه بارونتون کردم سرتون داد زدم ببخشیدم حلالم کنید التماستون میکنم ببخشیدم شاید فردایی نباشم میخوام تا الان که هستم ونفسمیکشم بگید حلاالم کردید بگید بخشیدین منو خواهش میکنم اگر دلتونو شکستن ببخشیدم من حقیرتراز اینم که نبخشیدم  شرمندتونم همیشه ولی بدونید همیشه دعاتون کردم وقول میدم عوض بشم ودیگه دلی نشکونم واشکی درنیارم ببخشیدم ببخشیدم ببخشیدم

دلم میخواد انقدر بنویسم که دیگه ازنوشتن بمیرم ولی گریه نمیزاره وروی صورتم هست ونمیزاره ببینم صفحه های کلیدو برای امروز بسه کافه چی خسته تر از همیشه برگشته ولی هنوزم امید داره و امید میده به کسایی که قدرشو بدونن مگه من ازتون چی خواستم جز بودن ای فلانی که میگی شک دارم بهت اینه رسم بودنمون میخواید یک واقعیتو بگم من بدم خیلی بد پس ازم دوری کنید تا بد نشید ادمهای خوب مومن باخدا باصفا زیادن من کی باشم که وقتتونو برای من بزارید فقط یک خواهش دارم منو ببخشید و نظر بزارید و بگید کافه چیر و بخشیدید و هنوزم میاین اینجا و میگید کافه چی اون میز کنار پنجره یا اونی که رو طبیعته میخوام وداد  میزنید کافه چی چایی یا قهوه بیار منتظرم بگید بخشیدیدن منو میخوام اگر روزی نبودم حد اقل دلم خوش باشه کسی ازم دلخور نیست .موفق و سربلند باشید و مطمین باشید شما بهترنید وشکر که افتخاری بود کنار شما بودن یاعلی

وقتی

وقتي کسي رو دوست داري ، حاضري جون فداش کني
حاضري دنيارو بدي ، فقط يه بار نيگاش کني

به خاطرش داد بزني ، به خاطرش دروغ بگي
رو همه چي خط بکشي ، حتّي رو برگ زندگي

وقتي کسي تو قلبته ، حاضري دنيا بد بشه
فقط اوني که عشقته ، عاشقي رو بلد باشه

قيد تموم دنيارو به خاطرِ اون مي زني
خيلي چيزارو مي شکني ، تا دل اونو نشکني

حاضري که بگذري از دوستاي امروز و قديم
امّا صداشو بشنوي ، شب از ميون دوتا سيم

حاضري قلب تو باشه ، پيش چشاي اون گرو
فقط خدا نکرده اون ، يه وقت بهت نگه برو

حاضري هر چي دوست نداشت ، به خاطرش رها کني
حسابتو حسابي از ، مردم شهر جدا کني

حاضري حرف قانون و ، ساده بذاري زير پات
به حرف اون گوش کني و به حرف قلب با وفات

وقتي بشينه به دلت ، از همه دنيا مي گذري
تولّد دوبارته ، اسمشو وقتي مي بري

حاضري جونت و بدي ، يه خار توي دساش نره
حتي يه ذرّه گرد وخاک تو معبد چشاش نره

حاضري مسخرت کنن ، تمام آدماي شهر
امّا نبيني اون باهات ، کرده واسه يه لحظه قهر

حاضري هر جا که بري ، به خاطرش گريه کني
بگي که محتاجشي و ، به شونه هاش تکيه کني

حاضري که به خاطر ، خواستن اون ديوونه شي
رو دست مجنون بزني ، با غصه ها همخونه شي

حاضري مردم همشون ، تو رو با دست نشون بدن
ديوونه هاي دوره گرد ، واسه تو دس تکون بدن

حاضري اعتبارتو ، به خاطرش خراب کنن
کار تو به کسي بدن ، جات اونو انتخاب کنن

حاضري که بگذري از ، شهرت و اسم و آبروت
مهم نباشه که کسي ، نخواد بشينه روبروت

وقتي کسي تو قلبته ، يه چيزقيمتي داري
ديگه به چشمت نمي ياد ، اگر که ثروتي داري

حاضري هر چي بشنوي ، حتي اگه سرزنشه
به خاطر اون کسي که ، خيلي برات با ارزشه

حاضري هر روز سر اون ، با آدما دعوا کني
غرورتو بشکني و باز خودتو رسوا کني

حاضري که به خاطرش ، پاشي بري ميدون جنگ
عاشق باشي اما بازم ، بگيري دستت يه تفنگ

حاضري هر کي جز اونو ، ساده فراموش بکني
پشت سرت هر چي مي گن ، چيزي نگي گوش بکني

حاضري هر چي که داري ، بيان و از تو بگيرن
پرنده هاي شهرتون ، دونه به دونه بميرن

وقتي کسي رو دوس داري ، صاحب کلّي ثروتي
نذار که از دستت بره ، اين گنج ِ خيلي قيمتي

کاش میشد....

کـــاش میـشد،بچگی را زنـــدهـ کرد 

کودکی شد،کودکــانهـ گریـهـ کرد

 شعر ” قهـر قهـر تا قیامت” را سرود 

آن قیامت، که دمی بیــش نبود 

فاصلهـ با کودکی هامان چهـ کرد ؟

 کاش میشد ، بچگانهـ خندهـ کرد . 

اس عاشقونه سری 5

دوست داشتن یعنــــی:

دوست داشتن یعنــــی:

اونی که اگه صــــــد دفعه هم ناراحتــــش کنی

هربار میـــــــگه این دفعه آخـــــریه که می بخشــــــمت و بازم با اخـــــم میاد توی بغــــــلت…

بغض

 

گاهی دلت میخواد همه بغضهات از توی نگاهت خونده بشن...

میدونی که جسارت گفتن کلمه ها رو نداری...

اما یه نگاه گنگ تحویل میگیری یا جمله ای مثل: چیزی شده؟؟!!!

اونجاست که بغضت رو با لیوان سکوت سر میکشی و با لبخندی سرد میگی: نه،هیچی

زیر بارون.......

عاشق قدم زدن با توام زیر بارون پاییز
خنک اما با وجودت گرم 
خیس خیس شیم
سردت شه بری زیر بغلمو محکم بغلم کن
شبم باشه زیر نور چراغای خیابون 
چه شود مثل موش ابکشیده برسیم خونه
ببینیم همو بخندیمو...
کجایی چرا نیستی ......

رفیق من


http://aksha2.persiangig.com/image/aksha.ir-2/WWW.AksHa.ir%20(28).gif
رفیق من سنگ صبور غم‌هام

به دیدنم بیا که خیلی تنهام

هیچکی نمیفهمه چه حالی دارم

چه دنیای رو به زوالی دارم

مجنونمو دل‌زده از لیلیا

خیلی دلم گرفته از خیلیا

نمونده از جوونیام نشونی

پیر شدم پیر تو ای جوونی

تنهای بی‌سنگ صبور

خونۀ سرد و سوت و کور

توی شبات ستاره نیست موندی و راه چاره نیست

اگرچه هیچکس نیومد سری به تنهاییت نزد

اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش

تنهای بی سنگ صبور

خونه ی سرد و سوت و کور

توی شبات ستاره نیست

موندی و راه چاره نیست

اگر بیای همونجوری که بودی

کم میارن حسودا از حسودی

صدای سازم همه جا پر شده

هر کی شنیده از خودش بیخوده

اما خودم پر شدم از گلایه

هیچی ازم نمونده جز یه سایه

سایه ای که خالی از عشقو امید

همیشه محتاجه به نور خورشید

تنهای بی سنگ صبور

خونه ی سرد و سوت و کور

توی شبات ستاره نیست

موندی و راه چاره نیست

اگرچه هیچکس نیومد سری به تنهاییت نزد

اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش...


http://aksha2.persiangig.com/image/aksha.ir-2/WWW.AksHa.ir%20(28).gif

دست خط

چند روزی است قلم دستانم را نمی طلبد،شاید دستانم نمکگیر دست خط های عاشقانه است،همان دست خط های ماه های شیرین

شیرین تر از بوسه های وصل

شیرین تر از شب های وحش

وحشت من از حس نبودن شاعرانه نیست

وحشت من از تمنای دوباره بوئیدن تن تو نیست

وحشت من از پس کشیدن آغوشم نیست


خسته ام از غبار لبخند 

خسته ام از خاطرات جردن

خسته ام از سوز عشقی به نام هوس

خسته ام از لخته های کیفر به نام عوض


درد من نمایش شکوه یک ترانه نیست

درد من شاید به هیچ صراط مستقیم نیست

ﮔﺎﻫﯽ ﻣﻌﺸﻮﻕ ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﻋﻤﻞ ﻣﯽﮐﻨﺪ


ﮔﺎﻫﯽ ﻣﻌﺸﻮﻕ ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﻓﯿﺰﯾﮏ ﻋﻤﻞ ﻣﯽﮐﻨﺪ
 ﻫﺮﭼﻪ ﻓﺎﺻﻠﻪ اش ﺑﯿﺸﺘﺮ می ﺷﻮﺩ ، ﺑﺰﺭﮒ تر ﺑﻪ ﻧﻈﺮ می ﺭﺳﺪ
ﭼﺸﻢ ﻣﯽﺑﻨﺪﯼ ، می ﺑﯿﻨﯿَﺶ
ﭼﺸﻢ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ، ﻧﯿﺴﺖ
ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺩﯾﺪﯼ ﭼﻨﯿﻦ ﺍﺳﺖ ، ﺻﻤﯿﻤﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺗﺴﻠﯿﺖ ﺑﮕﻮ !



ﻫﺮﭼﻪ ﻓﺎﺻﻠﻪ اش ﺑﯿﺸﺘﺮ می ﺷﻮﺩ ، ﺑﺰﺭﮒ تر ﺑﻪ ﻧﻈﺮ می ﺭﺳﺪ
ﭼﺸﻢ ﻣﯽﺑﻨﺪﯼ ، می ﺑﯿﻨﯿَﺶ
ﭼﺸﻢ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ، ﻧﯿﺴﺖ
ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺩﯾﺪﯼ ﭼﻨﯿﻦ ﺍﺳﺖ ، ﺻﻤﯿﻤﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺗﺴﻠﯿﺖ ﺑﮕﻮ !

عکسهای خیلی جالب

ادامه نوشته

شايد امشب...

نه این را تکرار میکنم که بی وفایی
نه همه جا فریاد میزنم که تو پر از گناهی
تو باعث آمدن غمهایی
تو رفتی و من مانده ام و تنهایی.

شاید امشب آن شب پرستاره نیست ، در پشت پرده سیاه شب خورشیدی نیست
چرا بنشینم به انتظار فردای روشن ، وقتی نیستی چرا بی قرار بمانم چرا امشب را به شوق دیدنت بیدار بمانم!
یاد آن لحظه ها حسرت آن روزها ، نگاه به خاکستر شدن خاطره ها ، چه کنم در دل یاد تو را !
با اینکه رفته ای ، اما تا ابد با منی ، نه آنگونه که در کنارم باشی و مرا شاد کنی ، اینگونه که با یادت قلبم را میسوزانی !
شاید امروز آن روز عاشقانه نیست ، از نگاه این آسمان ابری پیداست که امشب هم ستاره ای در آسمان نیست !
دلتنگی ها و آن چشم انتظاری ها ، دوستت دارم ها و آن درد دلها ، آن شور و شوق عشق چه معنایی داشت برای منی که اینک عشق را نمیبینم !
این سرگذشت من است و سرنوشت این قلب ، قلبی که آنقدر برای تو میتپید که هوای زندگی ام را زیر و رو میکرد !
و اینجا که نشسته ام ، هوای دلم آنقدر گرفته که شاید قلبم از تپش بیفتد!
نه این را تکرار میکنم که بی وفایی ، نه همه جا فریاد میزنم که تو پر از گناهی ، تو باعث آمدن غمهایی ، تو رفتی و من مانده ام و تنهایی!
خواستم با تو پرواز کنم ، نه اینکه با بالی شکسته پرواز تو را تماشا کنم !
خواستم با تو عاشقانه زندگی کنم ، نه اینکه با تنهایی این روزهای سرد را لحظه شماری کنم!
خواستم عشقم را به تو ثابت کنم ، نه اینکه اینجا بخواهم همه چیز را فراموش کنم!
و امشب و دیروزی که گذشت یکی از آن لحظه هایی بوده که بی تو گذشت ، گرچه میگذرد این لحظه ها ، چه سخت تحمل میکند دلم نبودت را !

عشق...



مگذار که عشق، به عادت دوست داشتن تبدیل شود!
مگذار که حتی آب دادن گل‌های باغچه، به عادت آب دادن گل‌های باغچه بدل شود!
عشق، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتن دیگری نیست،
پیوسته نو کردن خواستنی‌ست که خود پیوسته، خواهان نو شدن است و دگرگون شدن
تازگی، ذات عشق است و طراوت، بافت عشق
چگونه می‌شود تازگی و طراوت را از عشق گرفت و عشق همچنان عشق بماند؟
عشق، تن به فراموشی نمی‌سپارد، مگر یک بار برای همیشه.
جام بلور، تنها یک بار می‌شکند
می‌توان شکسته‌اش را، تکه‌هایش را، نگه داشت
اما شکسته‌های جام ،آن تکه‌های تیز برنده، دیگر جام نیست
احتیاط باید کرد
همه چیز کهنه می‌شود و اگر کمی کوتاهی کنیم، عشق نیز
بهانه‌ها، جای حس عاشقانه را خوب می‌گیرند

تنهايي




فکر میکردم در قلب تو محکومم به حبس ابد !
به یکباره جا خوردم وقتی زندان بان بر سرم فریاد زد :
هی تو آزادی !!!
و صدای گامهای غریبه ای که به سلول من می آمد !!!
^
^
^
^
زندگی هر روز نبودنت را بر دیوار خط کشیدم ؛ ببین این دیوار لامروت دیگر جایی برای خط زدن ندارد ...
خوش به حال تو که خودت را راحت کردی ، یک خط کشیدی تنها ... آن هم روی من ...

^
^
^
^
تــمام ماجــرا همینجاست :
من هســتم … تو هســتی …
من برای هیچــکس جــز تــــــو و تــو برای هرکــسی جــز مــــــن …

صبـر کن...


در امتداد گذر چند ثانیه
صبر کن
تنها برای بودن باش ، بمان
برای یک ثانیه
که اگر میدانستی ، ثانیه ها ، چقدر بزرگند
به اندازه خشم طبیعت ، به اندازه لطف خدا شاید
به اندازه یک قطره باران در کویر خشک غیرت
پس یک ثانیه صبر کن……………
به کجا میروی ؟
صبرکن !…
صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو !
یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو !
ای کبوتر به کجا ؟!
قدری دگر صبر کن
آسمان پای پرت پیر شود بعد برو
ای عزیز جان من …
تو اگر گریه کنی بغض منم میشکند !
خنده کن !
عشق نمک گیر شود بعد برو !
یک نفر حسرت لبخند تو را میدارد …
صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو !
خواب دیدی شبی از راه ، سوارت آمده ؟
باش ای نازنین !
باش ای مهربان خواب تو تعبیر شود
بعد
برو !

مرگ لحظه ها

دَمَـــــــش گـــــــــرم!!

بـــــــــــــــــــاران را مـــــــی گویم

به شـــــانه ام زد و گــــــفت:

خـــــسته شـــــدی … ؟؟؟

امــــــــروز را تو اســــتراحت کن…

من به جـــــایت مـی بارم!

rain%20 %20AloneBoy.com دانلود صداهای باران

بي خوابي..


یک لیوان آب
چند قرص
همه را چشم بسته سر می کشم
دمر می خوابم
هنوز هم چشمانم بسته است
توی دلم می شمرم
یک ..دو ..سه ...چهار ....
آخ
لبم را آرام گاز می گیرم
بوی تنهایی تمام فضای ذهنم را پر می کند
همه جا تاریک است
صدایی مدام در درونم می گوید :
چشمهایت را ببند.
باز نکن
به هیچ چیز فکر نکن
آرام باش.
حس می کنم دستی آرام آرام روی موهایم می لغزد
پر می شوم از یک حس ِ غریب
پلک هایم می جنبد
: باز نکن
خوبه ..خوبه ...
با خودم می گویم اینبار خواب نیست
آه ..
پس هستی
...
می خواهم حرف بزنم
آرام لبانم را می گشایم
: دلم می خواهد راه برویم
در دل ِ یک طبیعت بکر
جایی پر از برف شاید
من بدوم
و رد پاهایم
از تو دور شوند
تو دستهایت را باز کنی
و من باز هم بدوم
و آغوش گرمت
پناهم دهد ...
 
سکوت ...
سکوت ...
سکوت ...
...
دلم نمی خواهد چشمانم را باز کنم
تلاش می کنم بخوابم
مرا ببوس
نوازش گرم دست خیالی ِ تو
و
لالایی سکوت شب
برای آسوده خوابیدن کافیست
شب بخیر آسمان من

مرگـــــــــ

یـادَت بــآشــَــد :


زن هــــآ


تـــَــنــــهــآیـیـشــآن را گــِــریـه مـی کـــُــنـنـد


و مــــَـــردهـــآ

گــِــریـه شــآن را تـــَــنــــهـــآیـــی . . .

یادمون باشه



یادمون باشه که هیچکس رو امیدوار نکنیم بعد یکدفعه رهاش کنیم چون
خرد میشه میشکنه و آهسته میمیره .
یادمون باشه که قلبمون رو همیشه لطیف نگه داریم تا کسی که به ما
تکیه کرده سرش درد نگیره
یادمون باشه قولی رو که به کسی میدیم عمل کنیم .
یادمونباشه هیچوقت کسی رو بیشتر از چند روز چشم به راه نذاریم
چون امکان داره زیاد نتونهطاقت بیاره .
یادمون باشه اگه کسی دوستمون داشت بهش نگیم برو نمیخوام ببینمت چون
زندگیش رو ازش میگیریم....یادمون باشه......!!!

خاطــــره . . .

 

 دلم تنگ شده . . .برای عکس هایی که پاره کردم و سوزاندمشان . . .
برای دفتر خاطراتم که مدتهاست دیگر چیزی در آن نمی نویسم . . .
حتی برای آدمهای حسودی که دورو برم می چرخیدند و خیلی دبر شناختمشان . . . !
برای بی خیالی و آرامشی که مدتهاست که دیگر ندارمش . . .
خنده هایی که دارم فراموششان می کنم . . .و برای خودم که حالا دیگر خیلی عوض شده ام !

دلتنگم

دلتنگم

دلتنگ نبودنت چراکنارم نیستی

چرانمیتونم همیشه کنارت باشم

خدایادلم گرفته

خیلی خیلی خیلی

خدایاچرا

چرافاصله هاداره داغونم میکنه

یه بغضی توگلومه دارم خفه میشم

 دارم میمیرم چراکنارم نیستی

...یعنی میشه یه روزی من وتو

دلم گرفته

دارم زجرمیکشم چراهیچکس منو نمیفهمه

خدایا کمکم کن

همین

مردباید

مردبایدوقتی عشقش عصبانیه

ناراحته میخواد داد بزنه

وایسته جلوش بگه توچشمام نگاه کن

بهت میگم توچشمام نگاه کن حالادادبزن بگواز چی ناراحتی

ولی تابخواد داد بزنه با یه بوسه دهنشومیبنده

بعد بغلش کنه بگه حالا بگو ببینم چی شده

دنبال کسی ...

دنبال کسی نیستم که وقتی میگم میرم بگه نرو

کسی رومیخوام که وقتی گفتم میرم

بگه:صبرکن منم باهات میام

 

عکس در حال بارگذاری است. لطفا چند لحظه صبر کنید.

فاجعه یعنی انقدر در توغرق شده ام

که تلافی نگاهم بادیگری

احساس خیانت میکنم

عشق یعنی همین

یه قدم تا پـــ و چیــــ ....


دیگه عادت کردم ، روی زمین  رو یه پتو خوابیدن و..

میترسم!!..

باور کن میترسم برم روی تخت بخوابم! رو پهلوی چپم دراز بکشم

صورتم چسبیده به دیوار باشه و زل بزنم به صفحه گوشی ...

روی زمین خوابیدن ارومم میکنه چون دیگه اون بالا نیستم ، که بهت فکر کنم....

ولی من حتی اینجام همیشه به فکرتم...

حتی روی این پتو با این گوشی خاموش با این نگاه پوچ هنوزم به فکرتم!؟

پام و که میزارم بیرون و قدم برمیدارم ، نفس که میکشم از بغل همین پارک

کنار خونمون که رد میشم از دم همین سوپری که همیشه کنارش میدیدمت

میگذرم بازم به فکرتم...

جدیدا دیگه ملت کاری باهام ندارن منم کاری با ملت ندارم و سرم و انداختم

پایین و دارم مثه همه به خودم فکر میکنم

یه مدته ساعت هفت و گذاشتم که برم یه جایی بشینم

 یه ساعتم به تو فکر کنم و زل بزنم به ته ته ته هیچ جا...

به این چند سال که گذشت فک کنم

به وقتایی که تلف شد

به اینده ای که همیشه فک میکردم چراغونیه

ولی تو این مدت حتی  یه لامپم روشن نشد

راستی...

جدیدا با خدا آشتی کردم...

باهاش حرف میزنم

درد و دل میکنم

صداش میکنم

داد میزنم

به همه چی فحش میدم

ولی وقتی دوباره نگاش میکنم

فقط میخنده...

گوش میده

نگام میکنه...

بهم گیر نمیده!

ازم هی نمیپرسه که چرا تو رفتی؟؟؟

منو واسه خودم میخواد ، منم اونو واسه خودش میخوام

وقتی باهاشم به کسی فک نمیکنم حتــ تو!

دسم و گرفته و تو یه قدمی پوچی نگهم داشته!

فک کنم اون بیشتر از تو تویی که ی روز عزیز دلم بودی

و الان منو شما صدا میکنی

بیشتر دوس داره

خیلی بیشتر...

خیلی خیلی بیشتر...


یه قرار خوب...

از تاکسی که پیاده شدم یه نگاه به دوروبرم انداختم از صبح حس خوبی دارم

نمیدونم چرا ولی امروز حالم گوش شیطون کرخوبه البته به شیطون بیچاره مربوط نیسا

من زاتا خوب نیستم

بیخیال

امروز یکی منتظرمه

بعده مدتها

شایداوضاعم بهتر بشه شاید برم موهام و کوتاه کنم

شاید بازم دلم واسه یکی جز اون  احتمالا تنگ شه

شاید بازم نفس کشیدنم واسه خودم خوشایند باشه

شاید دسام دسته یکی و بگیره

شاید واسه یکی جز اون بازم گل بگیرم...

شاید شاید و بازم شاید

اما...

شایدم هیچی خوب پیش نره!!!

این کافی شاپ و نمیشناسم واسم غریبه اس جلو درش که میرسم

راحتم نیستم و احساس خفگی میکنم ولی به خودم میگم انقد غر نزن...

دستم میکنم جیبم چندتا 5 تومنی از جیبم درمیارم فک کنم کافی باشه

یه ربعی زود اومدم میرم میشنم یه جای خوب نه مثل این فیلما جلو پنجره کافی شاپ

چون با این شانس من!

همیشه میز جلو پنجره پره و دونفر چنان گرم صحبت اند که بمبم تکونشون نمیده

قبلنام اینطوری بود و اونم همیشه میگفت اشکال نداره!

یکم خودم و گم کردم از در که اومدم تو حس خوبی ندارم

یعنی میتونم؟ میتونم با یکی دیگه باشه؟؟

این حرف و که میزنم دلم یهو میریزه و سر معدم میسوزه

میتونم بعده این چند سال به یکی دیگه بگم دوست دارم

دوست داشتنی که هنوزم دارم حسش میکنم ولی یه طرفه

میتونم بازم دستاشو بگیرم و بگم پشتتم

ولی ؟!؟ ولی من این کارارو قبلا کردم 

این کارو چند سال پشت سرهم کردم

و دوست داشتنامم خرج کردم ولی الان فقط خودم و دارم...

درد معدم بیشتر میشه

 به دوروبرم نگا میکنم چرا همه اینجورین چرا واسشون فقط این لحظه که باهم اند مهمه

چرا وقتی از هم خداحافظی میکنن همه چی و فراموش میکنن چرا ؟؟

نمیتونم ...

نمیتونم فراموشت کنم الان نه لاقل من که دوست دارم..

لاقل هنوزم اون عکسای یادگاریت تو گوشیم هست

و یه چند وقت یه بار یه نگا بهشون مینداز

از جام بلند میشمو دوباره میگم خر نشو

بازم صندلی و میدم عقب و اروم میشینم سره جام

خیلی ادم مزخرفیم

گوشیم و از جیبم درمیارم

خاموشش میکنم

بی سرو صدا از اون جا میام بیرون....

سنگ.. کاغذ.. قیچی


دل تنگی..

دلم تنگ است...

دلم تنگ آغوشی ست

که حالا خیلی وقت است

تن دیگری را

تنگ در آغوش گرفته..

.

http://www.shiaupload.ir/images/11954698651577021608.jpg