یه قرار خوب...
نمیدونم چرا ولی امروز حالم گوش شیطون کرخوبه البته به شیطون بیچاره مربوط نیسا
من زاتا خوب نیستم
بیخیال
امروز یکی منتظرمه
بعده مدتها
شایداوضاعم بهتر بشه شاید برم موهام و کوتاه کنم
شاید بازم دلم واسه یکی جز اون احتمالا تنگ شه
شاید بازم نفس کشیدنم واسه خودم خوشایند باشه
شاید دسام دسته یکی و بگیره
شاید واسه یکی جز اون بازم گل بگیرم...
شاید شاید و بازم شاید
اما...
شایدم هیچی خوب پیش نره!!!
این کافی شاپ و نمیشناسم واسم غریبه اس جلو درش که میرسم
راحتم نیستم و احساس خفگی میکنم ولی به خودم میگم انقد غر نزن...
دستم میکنم جیبم چندتا 5 تومنی از جیبم درمیارم فک کنم کافی باشه
یه ربعی زود اومدم میرم میشنم یه جای خوب نه مثل این فیلما جلو پنجره کافی شاپ
چون با این شانس من!
همیشه میز جلو پنجره پره و دونفر چنان گرم صحبت اند که بمبم تکونشون نمیده
قبلنام اینطوری بود و اونم همیشه میگفت اشکال نداره!
یکم خودم و گم کردم از در که اومدم تو حس خوبی ندارم
یعنی میتونم؟ میتونم با یکی دیگه باشه؟؟
این حرف و که میزنم دلم یهو میریزه و سر معدم میسوزه
میتونم بعده این چند سال به یکی دیگه بگم دوست دارم
دوست داشتنی که هنوزم دارم حسش میکنم ولی یه طرفه
میتونم بازم دستاشو بگیرم و بگم پشتتم
ولی ؟!؟ ولی من این کارارو قبلا کردم
این کارو چند سال پشت سرهم کردم
و دوست داشتنامم خرج کردم ولی الان فقط خودم و دارم...
درد معدم بیشتر میشه
به دوروبرم نگا میکنم چرا همه اینجورین چرا واسشون فقط این لحظه که باهم اند مهمه
چرا وقتی از هم خداحافظی میکنن همه چی و فراموش میکنن چرا ؟؟
نمیتونم ...
نمیتونم فراموشت کنم الان نه لاقل من که دوست دارم..
لاقل هنوزم اون عکسای یادگاریت تو گوشیم هست
و یه چند وقت یه بار یه نگا بهشون مینداز
از جام بلند میشمو دوباره میگم خر نشو
بازم صندلی و میدم عقب و اروم میشینم سره جام
خیلی ادم مزخرفیم
گوشیم و از جیبم درمیارم
خاموشش میکنم
بی سرو صدا از اون جا میام بیرون....