سلام کافچی برگشت ببخشید مدتی نبودم ولی ازاین به بعد میام و براتون دلنوشته میزارم و مطالب زیبا البته اگر دوست داشتید بخونید امشب بدجور دلم گرفته ازهمه ادمهایی که میگوییند عزیزی برایمان ودوستت داریم یکی میگوید اعتماد ندارم دیگری میگوید من به تو شک دارم و دیگری میگوید دورو هستی و دیگری میگوید کاش نباشی و نبودی ازاین همه خوبی های دیگران چه کنم میدونید امشب تصمیم بزرگی گرفتم میخوایید بدونید چیه  البته برای من تصمیم برزگی هست امشب تصمیم گرفتم الفور نرم چون دیگه نیازی نمیبینم وقتی عزیزانت وقتی کسایی که میشناسیشون میگن تو خوب نیستی بهت شک داریم اعتماد نداریم خوب واسه چی باشم که این همه حرفو بشنوم تصمیم سختیه ولی شدنیه اینجوری هیچوقت دیگه از دستم ناراحت نمیشه میدونی گاهی به خدا میگم این چه دلی هست به من دادی چرا باید غصه های دیگران رو بشنوم وکمکشون کنم دلداریشون بدم ارامش بدم بهشون اخه من کیم چرا باید اینکارو بکنم بعد اخر سرنوک پیکان تمام بدی ها سمت من باشه تصمیم گرفتم دیگه نباشم برای شروع الفورو گذاشتم کنار سخته چیزی که عادت کردی رو ترک کنی ولی شدنیه وامیدوارم خدا هم کمکم کنه یاد یکی ازخاطرات الفورم افتادم به یکی ازادلیستام کمک کردم تا عشق گذشتشو فراموش کنه امید دادم بودم کنار تمام درد هاش بعد تصمیم گرفت عوض بشه تمام خاطرات اون دورانو با کمک من ازبین برد بعد خواستگار اومد براش با همفکری هم قبولش کرد و بعد از مدتی عقد کردند جالبه بدونید وقت رفتن چی گفت به من به کسی که این همه کمکش کرده بود برگشت گفت کافه چی میخوام نباشی نمیخوام زندگیم خراب بشه ممنونم بابت زحماتت خدا ثوابشو بهت میده ممنونم میشم دیگه برام اف نزاری اون روز روز سختی بود ازکسی که این همه وقت براش گذاشته بودی همچین حرفی بشنوی .

انقدر بدی ها دورویی ها نامردی ها زیاد شده که ادمهایی که واقعا میخواهند کمک کنند دیده نمیشوند ویا مثل دیگران میگویند این هم هرزه هست داره نقش بازی میکنه تصمیم گرفتم من عوض بشم نه اینکه ازدیگران بخواهم باشن محبت کنن یادم کنن به قول یکی ازدوستان باید گرگ بود دراین روزگار ولی هرچی فکر میکنم نمیتونم گرگ باشم ولی به نظرم باید مثل و شبیه گرگ زندگی کرد مثل گرگ ها تا بتونیم زنده بمونیم و زندگی کنیم ما هیچوقت نمیتونیم گرگ باشیم ولی برای زنده بودنمون باید وانمود کنیم گرگیم تا دیده شویم.

انقدر دوست داشتن گفتن ها بی ارزش شده که وقتی به یکی میگی دوستت دارم میگه جدن تو هم مثل بقیه هستی وقتی میگی تا اخر باهاتم میگه خیلیا گفتن باهاتم ولی نبودن و فقط سو استفاده کردن اخه یکی نیست بگه خوب من چیکارکنم پس تا باورم کنی .

میدونید دل کافه چی گرفته  ازهمه ادلیست های الفورش یادم نمیاد به کسی بدی کرده باشم ولی همیشه ادم بده بودم بازم شکر که خدایی هست خودش میدونه دیگه نمیخواد ادم التماس ادم های این زمینو بکنه و بگه بابا منم ادمم انسانم اشرف مخلوقاتم دل دارم احساس دارم میفهمم و درک میکنم .

اشک اگر نبود دل چطور خالی میشد؟ همیشه این سوال جوابش برام نامفهمومه

دنیای مجازی دنیای خوبیه اگر درست استفاده بشه بعضی وقتا ازپسرا دلگیرم چرا واقعا بعضی وقتا به یکی قانع نیستن همش دنبال اینن این مال من اون مال من بعد میبینی چندین نفر کنارشن و به همه میگه تو برام بهترینی خدا یکی و اون کسی که دوست داریش یکی هست انسان تنوع طلبه وقتی بایکی هست میگه اون یکی هم خوشگل تره اونم میخوام  دخترای خوب زیادن تو الفور و تو دنیای مجازی دخترهای خوش قلب بااحساس  و مهربون که باصداقت میان و هستن  خدایا به حق همین شبهای عزیز تمام دختر و پسرهای خوبو سالم وموفق قرار بده و اگر بینشو ن بدم بود هدایتش کن . آمین

یادم میاد تو این یکسال دردودل و غصه دیگرانو زیاد شنیدم تا جایی هم تونستم کنارشون بودم منتی نیست چون خودم دوست داشتم ولی گاهی وقتا منم انتظار دارم بیان بگن کافه چی تو هم یکم حرف بزن از دلت بگو امشب اتاقی نمیرم و مایکی نمیرم اومدم فقط بخاطر تو که حر ف بزنی حرف بزنم تا اروم بشیم همیشه یا سرشون شلوغ بود یااگر کسی نبود میگن کافه چی هست حالا بریم خصوصیش  عیب نداره دوستان منم خدایی دارم دلی دارم همین کافیه وازهمه مهمتر گریه که عاشقشم وگاهی دلم تنگ میشه .

ازهمینجا هم به همه دوستانی که منو میشناسن ازشون خواهش میکنم اگر بدی کردم حقتونو خوردم وقتی باید میبودم نبودم تهمت زدم توهین کردم تیکه بارونتون کردم سرتون داد زدم ببخشیدم حلالم کنید التماستون میکنم ببخشیدم شاید فردایی نباشم میخوام تا الان که هستم ونفسمیکشم بگید حلاالم کردید بگید بخشیدین منو خواهش میکنم اگر دلتونو شکستن ببخشیدم من حقیرتراز اینم که نبخشیدم  شرمندتونم همیشه ولی بدونید همیشه دعاتون کردم وقول میدم عوض بشم ودیگه دلی نشکونم واشکی درنیارم ببخشیدم ببخشیدم ببخشیدم

دلم میخواد انقدر بنویسم که دیگه ازنوشتن بمیرم ولی گریه نمیزاره وروی صورتم هست ونمیزاره ببینم صفحه های کلیدو برای امروز بسه کافه چی خسته تر از همیشه برگشته ولی هنوزم امید داره و امید میده به کسایی که قدرشو بدونن مگه من ازتون چی خواستم جز بودن ای فلانی که میگی شک دارم بهت اینه رسم بودنمون میخواید یک واقعیتو بگم من بدم خیلی بد پس ازم دوری کنید تا بد نشید ادمهای خوب مومن باخدا باصفا زیادن من کی باشم که وقتتونو برای من بزارید فقط یک خواهش دارم منو ببخشید و نظر بزارید و بگید کافه چیر و بخشیدید و هنوزم میاین اینجا و میگید کافه چی اون میز کنار پنجره یا اونی که رو طبیعته میخوام وداد  میزنید کافه چی چایی یا قهوه بیار منتظرم بگید بخشیدیدن منو میخوام اگر روزی نبودم حد اقل دلم خوش باشه کسی ازم دلخور نیست .موفق و سربلند باشید و مطمین باشید شما بهترنید وشکر که افتخاری بود کنار شما بودن یاعلی